دسته‌بندی نشده

معرفی روش آموزشی تیچ

تیچ عنوان پروژه تحقیقاتی دانشگاه کارولینای شمالی آمریکا در زمینه روانپزشکی کودکان بود. روش تیچ، به عنوان اولین برنامه جامع خدماتی برای رفع نیازهای ارتباطی افراد با اختلال های طیف اتیسم، توسط اسکاپلر (۱۹۷۲)، مطرح شد.

واژه تیچ، سر واژه عبارات، آموزش و درمان کودکان با اختلال های اتیسم و مشکلات ارتباطی می باشد.
تیچ، به برنامه آموزش ساختارمند معروف است و اعتقاد بر این است که محیط زندگی کودک باید با او تطبیق داده شود نه اینکه کودک با محیط تطبیق داده شود. در این روش از تکنیک خاصی استفاده نمی شود بلکه برنامه درمانی بر اساس سطح عملکرد کودک پایه ریزی می شود. توانایی های کودک بر اساس معیارهای آموزش های روانی بررسی می شود و تکنیک های درمانی در جهت بهبود ارتباط، مهارتهای اجتماعی و انطباقی طراحی می شوند. در این روش به جای اینکه به کودک یک مهارت و توانایی خاص آموزش داده شود، سعی بر این است که مهارت هایی آموزش داده شود تا وی بتواند محیط افراد خود و رفتارهای اطرافیان خود را بهتر درک کند. به عنوان مثال، برخی از کودکان اتیستیک هنگام احساس درد شروع به فریاد زدن می کنند، در این روش سعی بر آن است که به کودک آموزش داده شود تا هنگام احساس درد چگونه با برقراری ارتباط، آن را به اطرافیان خود بفهماند. برنامه تیچ، بر سازماندهی محیط، حمایت دیداری، انفراد سازی اهداف و آموزش مهارتهای استقلال و رشد تأکید دارد.
این روش، گستره عمر کودک مبتلا به اتیسم را مدنظر قرار داده، بر مهارتهایی که برای کسب استقلال در آینده اهمیت دارند، تأکید می ورزد همچنین والدین را تشویق می کند که در فرایند آموزش کودکان خود مشارکت جدی داشته باشند و متخصصان را ملزم می کند که والدین را به عنوان افرادی که بر کودکشان تأثیر گذارند، بپذیرند (اسکاپلر و مسی باو، ۱۹۸۴؛ نقل از کورسلو، ۲۰۰۵). برنامه تیچ، ویژه والدینی است که کودکشان به تازگی تشخیص اتیسم را دریافت کرده اند و والدین این کودکان را تشویق می کند که در برخورد با کودکشان از یک برنامه ساخت دار استفاده نمایند و تماس خود را با متخصصان همواره حفظ نمایند. این برنامه تأکید می نماید که حفظ سطح بالایی از تعامل بین خانه و دیگر موقعیت های آموزشی یک عامل اساسی در پیشرفت کودک می باشد. چهار مؤلفه اصلی آموزش تیچ عبارتند از: سازماندهی فیزیکی، برنامه ها، نظام کاری، و سازماندهی تکلیف (بیرکین و همکاران، ۲۰۰۳). به طور خلاصه مبانی و اصول برنامه آموزشی تیچ به شرح زیر می باشد.

۱) بهبودی در مهارتهای سازشی: یادگیری مهارت های سازش یافتگی و به دنبال آن ایجاد تغییر در محیط به منظور جبران نقایص.

۲) آموزش ساختارمند: بر اساس مطالعات انجام شده افراد با اختلال اتیسم، از محیط های آموزشی دارای ساختار مشخص و تعیین شده بیشتر یاد می گیرند و تأثیر می پذیرند.

۳) مشارکت والدین: والدین به عنوان آگاه ترین فرد از ویژگی های کودک در کنار درمانگر با وی همکاری می کنند و از فنون درمان به منظور تداوم روند درمان در منزل، اطلاعات لازم را بدست می آورند.

۴) ارزیابی جهت تدوین برنامه مداخله ای انفرادی: مهارتها و ضعف های فرد به طور فرایندی بررسی و ارزیابی می شوند تا برنامه ای منحصر به فرد برای توسعه مهارتهای کسب شده یا جبران نقایص وی تدوین و برنامه ریزی شود.

۵) درمان رفتاری – شناختی: غالباً روش های آموزشی توسط نظریه های شناختی و رفتاری پشتیبانی می شوند. بر مبنای همین، درونمایه غالب نظریه ها بر این است که اغلب رفتارهای مشکل زای کودکان با اختلال های اتیستیک، احتمالاً ضعف در درک و دریافت های شناختی است.

۶) آموزش کلی: آموزش با این روش، صرفاً محدود به بهبود روابط کودکان اتیستیک نیست بلکه کلیت فرد یعنی مجموعه کارکردها و شخصیت وی را در بر می گیرد. این روش درمانی می تواند برای همه کسانی که با افراد اتیستسک در ارتباط هستند، مفید باشد.

۷) تأکید بر نمادهای دیداری به منظور تقویت مهارتهای زبانی و گفتاری
این روش مثل برخی روش های دیگر، دارای منتقدانی نیز هست که این روش خیلی خشک و پر شاخ و برگ است. همچنین ممکن است کودک اتیستیک دریابد که در برابر عمل خواسته شده چه انتظاری از او می رود و فرا بگیرد که بدون فکر، خلاقیت و دقت جواب خواسته شده را اجرا کند. از نقطه ضعف های دیگر این برنامه، کمبود مطالعات تجربی در رابطه با آن می باشد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *